سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

120

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

لازم بتذكّر است اگر مولى بيش از آنكه عبد را از جنايت خطائى كه مرتكب شده فكّ نمايد فوت شود اقوى اين است كه عبد بمجّرد موت مولى آزاد مىگردد زيرا جنايت سبب آن نيست كه از ملكّيت مولى خارج گردد پس ملكّيت همچنان باقى بوده لاجرم عوارض و متعلّلقات آن‌كه از جمله آنها تدبير بوده بقوّت خود محفوظ مىباشند . بنابراين بر مدّبر لازم است پس از آزاد شدن كار نموده و مبلغ جنايتى را كه مرتكب شده تحصيل نموده و به مجنى عليه يا ولىّ او پرداخته و بدين ترتيب خود را از گرو آن رها كند . البته اين حكم در جائى است كه جنايت صادر از وى موجب آن نباشد كه ولىّ مجنى عليه عبد مزبور را در حال حريّت بقتل برساند ، مثلا جنايتش قتل عمدى نباشد و الّا مجرّد آزاد شدن مانع از استيفاء نبوده بلكه ولىّ مجنى عليه عبد آزاد شده را مىتواند بعنوان قصاص بكشد . قوله : فى الاقتصاص منه او استرقاقه : ضمائر مجرورى به عبد راجع است . قوله : فيتقل ان قتل عمدا : ضمير نائب فاعلى در [ يقتل ] و فاعلى در [ قتل ] به عبد راجعست . قوله : يسترقه : ضمير فاعلى به ولىّ مقتول و ضمير مفعولى به عبد راجع است . قوله : او يفديه مولاه : ضمائر مجرورى به عبد عود مىكند و مقصود از [ فدا ] دادن عوض پرداختن است . قوله : ثمّ ان فداه : ضمير فاعلى به مولى و ضمير مفعولى به عبد عود مىكند .